خرید بک لینک
Azimuth
آزيموت، اسمت، سمت

1) در مساحي ميزان انحراف از شمال حقيقي كه به درجه بيان مي شود (از 0 تا 360 درجه).
2) در نجوم، قوس افقي بين مداري كه ناظر در آن قرار گرفته وسطح افقي كه از درون جرم آسماني عبور مي كند و در جهت حركت عقربه هاي ساعت اندازه گيري مي شود و مقدار آن از 0 تا 180 درجه ي شرقي و يا 180 درجه غربي از قطب مي باشد.
صله زاويه اي افقي بين سطح تراز عمودي که از وسط مشاهده کننده و قطبين زمين عبور کند. و سطح تراز عمودي که از وسط مشاهده کننده و شي مورد نظر عبور کند، آن ممکن است بين 0 تا 180 درجه به طرف شرق يا به طرف غرب قطب مورد نظر سنجش شود و يا بين 0 تا 360 درجه در جهت حرکت عقربه ساعت از شمال اندازه گيري شود





Azimuth circle
دايره ي آزيموت
دايره ي آزيموت در اجرام آسماني كه از سمت الرأس (zenith) و سمت القدم (Nadir) مي گذرد. ر.ك zenith و Nadir



azimuth compass
قطب نما با عقربه هاي قائم، نوعي قطب نما با نمايشگرهاي عمودي كه به وسيله آن سمت مغناطيسي يك جرم آسماني اندازه گيري مي شود.



azimuth diagram
نمودار تعيين سمت اجرام سماوي، روش ترسيمي سمت يابي اجرام سماوي كه به صورت نمودار ارائه مي شود.



azimuth of a celestial body
سمت جرم سماوي





azimuth sight=sight vane
azimuth sight
sight vane
شاخص سمت ياب، وسيله اي كه روي صفحه قطب نما قرار مي گيرد و داراي دو صفحه مستطيل شكل شياردار است كه از طريق آنها مي توان شيئي مورد نظر را رويت نمود.



azimuth tables
جداول آزيموت كه زواياي افقي اجرام سماوي با آنها محاسبه مي شود.



azimuthal compass
قطب نماي آزيموتي
قطبنماي مغناطيسي كه براي اندازه گيري زاويه ي آزيموت مورد استفاده قرار مي گيرد.



azimuthal dial
ساعت آفتابي افقي كه صفحه ي آن به طور قائم قرار مي گيرد.



azimuthal error
خطاي سمت از نصف النهار



Azimuthal projection
سيستم تصويري آزيموتي
نوعي سيستم تصوير نقشه كه در آن صفحه اي را بر كره ي زمين مماس كرده و قسمتهاي اطراف نقطه ي تماس را بر روي صفحه ي مذكور تصوير مي كنند.
سيستم نقشه آزيموتال، نوعي سيستم نقشه زمين كه در آن صفحه اي را بر كره زمين مماس نموده و قسمتهاي اطراف نقطه تماس را روي صفحه تصوير مي كنند. دراين سيستم نقشه كشي، ازيموت يا سمت واقعي تمام نقاط تصوير شده نسبت به نقطه مركزي كه همان نقطه تماس است حفظ مي شود.



azofy
تثبيت ازت در خاك




azonal soil
خاك تحول نايافته اي كه افقهاي مشخصي ندارد و علت آن خصوصيات آب و هوايي و رويش گياهي منطقه است.



azonic
خاك غير منطقه اي يا غير محلي





Azores current
جريان آب آزور، شاخه اي از جريان آب درياي گلف استريم در اقيانوس اطلس شمالي.



Azores high
مركز فشار زياد آزور
آنتي سيكلون جنب مداري كه عمدتاً بر روي بخش شرقي اقيانوس اطلس شمالي متمركز بوده و پايداري آن در تابستان بيش از زمستان است و در تابستان گسترش يافته و تا شمال شرقي اروپاي غربي را در بر مي گيرد. ر.ك anticyclone



Azov sea
درياي آزوف (در شمال درياي سياه)



azurite

آزوريت(azurite): كاني زيباي آبي رنگ مس داري كه معمولا در جواهرآلات به كار برده مي شود رنگ آن از آبي بسيار تيره آبي کمرنگ متغيير است.اين کاني به عنوان رنگي براي نقاشي ها و الياف تجملي بکار برده مي شد. آزوريت كربنات مس آبدار است و فرمول شيميايي به صورتOH)2)Cu3(CO3)2است. مالا كيت(كاني ديگر مس دار)اغلب همراه با آزوريت يافت مي شود. ازوريت داراي سختي5/3تا4 (تقريبا نرم) و وزن مخصوص 7/3تا9/3 است . آزوريت در استراليا ،جنوب غربي ايالات متحده،فرانسه،مكزيك،ناميبيا و اروپا به صورت بلورهاي منوكلينيك حجيم يافت مي شود. اين كاني گاهي به منظور افزايش رنگ و سختي آن توسط واكس بي رنگ پوشيده و يا به پلاستيك آغشته مي شود. پوشش پلاستيك به دليل ناپايدار بودن اين كاني است زيرا در برابر هوا با گذشت زمان اين كاني رنگ آبي خود را از دست ميدهد و به فرم پايدار خود كه همان مالاكيت سبزرنگ است تبديل ميشود.




bacin
حوضه ي رود
ر.ك basin




back draft
جريان هوا از طرف عقب




back drouht
كشش هوا به عقب




Back reef
پس ريف يا ريف پشتي ،لاگون محدود شده در پشت يک سد ريفي سمت روبه خشکي يک ريف که شامل محدوده بين ريف و خشکي اصلي و رسوبات آن است, رسوبات خشکي،ريف را به خشکي اصلي متصل مي کنند. مقايسه کنيد با fore reef




back wash
wash


برگشت آب از روي ساحل به طرف دريا بعد از شكسته شدن امواج.





back water
1) مرداب، باريكه هاي آب دريا در كنار ساحل.
2) پس مانده ي آب موجي كه به دريا برگشته است.




back woods جنگل بكر و دست نخورده.




Backbone کوه پشته




Backfill خاکريز کردن باطله معدني يا سنگ که براي حمايت سقف بعد از برداشت زغال سنگ به کار مي رود .



background extinction انقراض پيشين: انمقراضهاي پيشين فانقراضهايي هستند كه در طول زمان به طور پيوسته به وقوع پيوسته اند. اين انقراضها در اثر تغييرات كوچك در آب و هوا يا سكونت ،منابع تهي شده ،رقابت يا ساير تغييرات كه به سازگاري و انعطاف پذيري احتياج دارند، به وجود آمده اند.اغلب انقراض ها (شايد بيش از 95درصدتمام انقراض) به عنوان انقراضهاي پيشين صورت گرفته اند.



Veering of wind تعويض جهت وزش باد بر خلاف جهت حركت عقربه هاي ساعت. مخالف با Veering. مثلاً جهت باد از شرق به شمال شرق و سپس به شمال عوض شود.


برچسب: نویسنده: فلاحتگر تاريخ: سه شنبه 28 مهر 1388 ساعت: 18:2

صفحه بندی