baromterفشار سنج وسيله اي كه با آن ميزان فشار هوا در يك محل اندازه گيري مي شود و از نوع جيوه اي است. طبق قانون ماريوت با اين دستگاه ميزان فشار را مي توان در هر محل اندازه گرفت. بر طبق اين قانون اگر در كنار دريا دماي هوا 20 درجه ي سانتيگراد باشد، ميزان فشار برابر با ستوني از جيوه به طول حدود 76 سانتيمتر در مقطع يك سانتيمتري است.
از كنار درياها به طرف نواحي داخلي خشكيها با افزايش ارتفاع ميزان فشار هوا كم مي شود ولي اين كاهش فشار منظم نيست و با گرماي هوا، رطوبت هوا و حتي تغييرات جاذبه ي زمين در ارتباط است. واحد سنجش فشار در اين وسيله ميلي بار است. ر.ك barograph
baroscope نوعي فشار سنج كه تغييرات فشار هوا را نشان مي دهد.
Barrage سد رودخانه اي ، ساختمان بزرگي که از يک سمت رودخانه ، به سمت ديگر نصب مي شود به منظور ذخيره آب، معمولا جهت آبياري. اگر نيروي ئيدروالکتريک نيز توليد شود ،ساختمان مربوط عموما سد ناميده مي شود منبع: فشارکي، پ.، فرهنگ جغرافيا، انتشارات اميرکبير، 1379
قسمتي از زمين كه در كناره ي رودخانه براي ذخيره ي آب به منظور استفاده در آبياري اختصاص داده مي شود. اگر اين ساختمان براي استفاده از نيروي برق آبي (هيدرو الكتريك)احداث شود، سد ناميده مي شود. ر.ك dam
barrancaبارانکا، دره ي عميقي كه اطراف آن پرتگاه باشد. تپه ي پر شيب.
بارانکو (اسپانيولي ؛دره تنگ عميق):دره تنگ کوچک يا دره تنگ عميقي که مثلا گاهي در روي دامنه سفلاي آتشفشاني تشکيل مي شود ،و اين در زماني است که باران سنگين باعث ايجاد سيلابي شده که مواد را به سمت پايين روبيده و در راخل خاکستر آتشفشاني نرم ايجاد بريدگي مي کند.
Barren لم يزرع زمين غيرقابل کشت و يا زميني که در آن زراعت نمي شود.
barren ground
bad lands
زمين لم يزرع (زمين عثيم) زمين غير قابل كشت و غير قابل استفاده در مناطق رسي كه بر اثر شستشو و حمل مواد رسي در يك منطقه پديد مي آيد.
Barren lands اراضي موات شهري- اراضي مشمول قانون زمين شهري كه در محدوده ي قانوني و يا حريم استحفاظي شهرها و شهركها واقع شده و فاقد هر گونه سابقه عمران و احياء باشد. مأخذ: مركز آمار ايران.
barrierدنباله ي قطعات يخي قطب جنوب كه تا دريا پيشرفته باشند.
Barrier Beach
barrier islandسد ساحلي، سد شني سد ساحلي، سد جزيره اي: ميله ماسه اي (Bar) که حتي به هنگام کشند بلند پوشيده نشده و بوسيله مردابي از ساحل جدا شده باشد. منبع: فشارکي، پ.، فرهنگ جغرافيا، انتشارات اميرکبير، 1379
سد شني ساحلي كه به وسيله ي جزر و مد آب دريا پوشانيده مي شود و به ماندابي از دريا جدا شده است.
barrier islandجزيره اي شني يا ماسه اي ساحلي كه هنگام مد آّ دريا ناپديد مي شود و در هنگام جزر يا پسروي آب دريا پديدار مي گردد. اين نوع جزاير در نواحي ساحلي و نزديكي مصب رودها و داخل خليج ها و خورها مشاهده مي شود.
barrier reefتوده ي ممتد مرجاني كه تقريباً با ساحل موازي باشد. ر.ك coral reef
barrow
Tumulus
پشته، توده، تپه ماهور
تپه اي كوچك بر جاي مانده از دوران ماقبل تاريخ. اين نوع تپه ها در اروپاي غربي بيشتر ملاحظه مي شود.
barysphere
bathysphere
centrosphere
قسمت متراكم داخلي زمين در زير ليتوسفر و در قسمت خارجي پوسته ي زمين. مواد تشكيل دهنده ي اين قسمت متراكم و فشار و درجه ي حرارت احتمالاً در اين ناحيه زياد است. مشاهدات نشان مي دهد كه زمين همانند يك گوي سفت و سخت باشد.
ر.ك bathysphereو centrosphere
برچسب:
نویسنده: فلاحتگر
تاريخ: چهارشنبه
29 مهر
1388 ساعت: 15:40